مستأجر /mostæʔdʒer/ Noun

English
tenant
فارسی
مستأجر

Example

  • آنان مستأجران خود را به دلیل نپرداختن اجاره، بیرون کردند.
  • They had evicted their tenants for non-payment of rent.
  • واژهٔ «بیرون کردن» (Evict) در اینجا بار حقوقی دارد.