متعاقب /motæʔæɢeb/ AdjectiveEnglishsubsequentفارسیمتعاقبExampleنسلهای «متعاقب» از این سیاستها بهرهمند خواهند شد. (نسلهای بعدی / پیآیند)Subsequent generations will benefit from these policies.استفاده از متعاقب در اینجا رسمی و مناسب است.