بسط دادن /bæst dɒːdæn/ Adjective
- English
- elaborate
- فارسی
- بسط دادن
Example
- سیستم امنیتی شرکت، سیستمی **مُتقَن** است. (پیچیده / پُرجزئیات / پُرپیچوخم)
- The company has an elaborate security system.
- در اینجا «مُتقَن» حس استحکام و طراحی دقیق را میرساند.