موتور /moˈtoɾ/ Noun

English
motorcycle
فارسی
موتور

Example

  • او هرگز یاد نگرفت که موتورسیکلت [موتور / دراجّه / وسایل نقلیه موتوری] براند یا ماشین براند.
  • He never learned to ride a motorcycle or to drive a car.
  • در فارسی مدرن، 'موتور' رایج‌ترین شکل است.