نقد /næghd/ NounEnglishcritiqueفارسینقدExampleاو یک نقد فمینیستی بر نظریههای فروید نگاشت. [نقد/ارزیابی/سنجش]She wrote a feminist critique of Freud's theories.استفاده از فعل «نگاشتن» (نوشتن) برای آثار فکری، بسیار فاخر است.