به‌نمایش‌گذاشتن /be.næ.mɒː.jeʃ.go.zɒː.tæn/ Noun

English
exhibit
فارسی
به‌نمایش‌گذاشتن

Example

  • نمایشِ جدیدِ موزه دربارهٔ سفر به فضا، بسیار شگفت‌انگیز است. (اثرِ به نمایش درآمده / قطعهٔ نمایشی / نمایش)
  • The museum's new exhibit on space travel is fascinating.
  • در اینجا «نمایش» به کل مجموعه اشاره دارد، اما می‌توانستیم بگوییم: «هر اثرِ این نمایش...»