نمایش /næmɒːˈjeʃ/ Noun
- English
- display
- فارسی
- نمایش
Example
- نمایشِ گلهای لابی خیرهکننده بود. [جلوه / چیدمان / منظره] — از: The floral display in the lobby was breathtaking.
- The floral display in the lobby was breathtaking.
- در اینجا «نمایش» حس رسمیتری دارد و «چیدمان» صمیمیتر است.