غیرقابلقبول /ɢejreɢɒːbeloɢabuːl/ Adjective
- English
- unacceptable
- فارسی
- غیرقابلقبول
Example
- این سطح از بیاحترامی در جمع دوستانه ما، به هیچ وجه روا نیست (ناروا / غیرقابل قبول / ناپذیرفتنی).
- Such behaviour is totally unacceptable in a civilized society.
- استفاده از 'روا نیست' لحنی گرمتر و اخلاقیتر دارد.