نسلکشی /næsl-koʃiː/ Noun
- English
- genocide
- فارسی
- نسلکشی
Example
- جامعهی بینالمللی در جریان نسلکُشی (ابادهی جمعی / قتل عام سیستماتیک) نتوانست مداخله کند.
- The international community failed to intervene during the genocide.
- استفاده از 'در جریان' برای اشاره به وقوع در زمان مشخص.