نظارت کردن /nezɒːɾæt kær dæn/ VerbEnglishsuperviseفارسینظارت کردنExampleمدیر پروژه بر تیم در طول دوره گذار، **نظارت خواهد کرد**.The manager will supervise the team during the transition.این کاربرد در محیطهای کاری مدرن بسیار رایج است.