نگهبان /negæhˈbɒːn/ NounEnglishguardفارسینگهبانExampleنگهبانِ زندان در محوطه قدم میزد. (پاسدار / مراقب / نگهدار)The prison guard walked the perimeter.«نگهبان» برای موقعیتهای امنیتی روزمره رایجترین است.