گرافیک /ɡerɒːfik/ Noun

English
graphics
فارسی
گرافیک

Example

  • متن و **نگاره‌ها** جداگانه آماده شده و سپس با هم ترکیب می‌شوند.
  • Text and graphics are prepared separately and then combined.
  • استفاده از 'نگاره‌ها' لحنی فاخر و دقیق دارد.