تصویرسازی کردن /tæsviːrsɒːziː kær dæn/ Verb
- English
- illustrate
- فارسی
- تصویرسازی کردن
Example
- او خودش کتابهای کودکانش را با قلم خودش [نمایش داد / توضیح داد / روشن ساخت] بود.
- She illustrated her own children's books.
- استفاده از «نمایش دادن» در اینجا بسیار گرم و هنری است.