نمی‌توانم /nætævɒːnˈstæn/ Verb

English
cannot
فارسی
نمی‌توانم

Example

  • مهربانی غریبه‌ها را باورم نمی‌شود.
  • I cannot believe the kindness of strangers.
  • این جمله حس شگفتی و قدردانی عمیق را منتقل می‌کند.