نمودار /nemuːdɒːɾ/ Noun

English
diagram
فارسی
نمودار

Example

  • نتایج در **نمودار** شماره دو نمایش داده شده‌اند.
  • The results are shown in diagram 2.
  • نمودار (Nemoodār) رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.