نسبتاً /nesbætæn/ Adverb

English
fairly
فارسی
نسبتاً

Example

  • فیلم **نسبتاً** سرگرم‌کننده بود. (سرگرم‌کننده / خوب / قابل قبول)
  • The movie was fairly entertaining.
  • در اینجا «نسبتاً» درجه متوسطی از رضایت را می‌رساند.