نامزد کردن /nɒːm.zæd kær.dæn/ Verb

English
nominate
فارسی
نامزد کردن

Example

  • ایشان برای مقام ریاست‌جمهوری [نامزد شدند].
  • She has been nominated for the presidency.
  • استفاده از ساختار مجهول برای تمرکز بر فرد نام‌برده شده.