اوباش /oʊˈbɒːʃ/ NounEnglishmobفارسیاوباشExampleتودهی خشمگینِ [اوباش] در بیرون تالار شهر گرد آمدند.The angry mob gathered outside the town hall.استفاده از اوباش برای تأکید بر جنبهی منفی و شورشی.