شهرستانی /ʃæhrestɒːniː/ Adjective

English
provincial
فارسی
شهرستانی

Example

  • انتخاباتِ **استانی** ماه آینده برگزار خواهد شد.
  • The provincial elections will be held next month.
  • استفاده از «استانی» برای اشاره به ساختار اداری رایج است.