قاطعانه /ɢɒːt̬eʕɒːne/ Adverb

English
firmly
فارسی
قاطعانه

Example

  • او دست او را **استوارانه** فشرد. (فشردن / چنگ زدن / نگه داشتن)
  • She gripped his hand firmly.
  • استفاده از استوارانه لحن را گرم‌تر و کمتر فیزیکی می‌کند.