ابتدایی /ebtedɒːjiː/ Adjective

English
elementary
فارسی
ابتدایی

Example

  • او در دوره‌ای **پایه** (مقدماتی / ابتدایی / اصولی) در کدنویسی ثبت‌نام کرده است.
  • She is enrolled in an elementary course on coding.
  • در اینجا 'پایه' بار معنایی سطح اول را می‌رساند.