پارچه /pɒːrtʃɛ/ Noun

English
cloth
فارسی
پارچه

Example

  • او پیشخوان را با یک دستمالِ [پارچه] خیس پاک کرد.
  • She wiped the counter with a damp cloth.
  • در اینجا 'دستمال' رایج‌تر است، اما 'پارچه' نیز صحیح است.