پاره کردن /pɒːɾɛ kærˈdæn/ VerbEnglishripفارسیپاره کردنExampleشلوارم به نرده گیر کرد و [پاره شد].I ripped my jeans on the fence.در اینجا فعل به صورت مجهول (پاره شدن) به کار رفته است.