پرسه زدن /pærsɛ zædæn/ VerbEnglishwanderفارسیپرسه زدنExampleما ساعتها در جنگل پرسه زدیم.We wandered through the woods for hours.پرسه زدن حس رهایی و عدم تعهد به مسیر را منتقل میکند.