پرتو /pærˈtoʊ/ Noun

English
beam
فارسی
پرتو

Example

  • یک [پرتو] باریک از نور خورشید از میان پرده‌ها عبور کرد.
  • A narrow beam of sunlight filtered through the blinds.
  • استفاده از 'پرتو' برای نور، بسیار رایج و شاعرانه است.