مجوز /moʒuːz/ Noun

English
licence
فارسی
مجوز

Example

  • متقاضیان باید **پروانه‌ی** رانندگی معتبر داشته باشند.
  • Applicants must hold a valid driving licence.
  • در اینجا «پروانه» رایج‌ترین معادل برای گواهینامه است.