پرورش دادن /pærvæɾɛʃ dɒːdæn/ VerbEnglishcultivateفارسیپرورش دادنExampleزمین این حوالی هرگز [پرورش داده نشده است].The land around here has never been cultivated.اینجا تمرکز بر جنبه کشاورزی و فیزیکی است.