پرواز کردن /pærvɒːz kær dæn/ VerbEnglishflyفارسیپرواز کردنExampleپرندگانِ خوشآواز، هر پاییز به سوی جنوب پرواز میکنند.The birds fly south every autumn.استفاده از فعل مرکب برای بیان حرکت طبیعی پرندگان.