پایان /pɒːjɒːn/ Noun

English
ending
فارسی
پایان

Example

  • داستان‌های او معمولاً به یک پایانِ (خوش / شیرین / دلپذیر) ختم می‌شوند.
  • His stories usually have a happy ending.
  • استفاده از «ختم شدن» به جای «داشتن» رایج است.