پژوهشگر /pæʒuːhæʃɡær/ Noun

English
researcher
فارسی
پژوهشگر

Example

  • پژوهشگرانِ اروپایی می‌گویند روغن زیتون می‌تواند به پیشگیری از سرطان کمک کند.
  • European researchers say olive oil could help prevent cancer.
  • استفاده از ایزافه (پژوهشگرانِ) برای اتصال به صفت یا مضاف‌الی ضروری است.