عجیب /æˈdʒiːb/ Adjective

English
peculiar
فارسی
عجیب

Example

  • بوی **عجیبی** از زیرزمین می‌آمد. (بوی **نابهنجار** / بوی **غریب**)
  • There was a peculiar smell coming from the basement.
  • در فارسی، «عجیب» بار معنایی وسیع‌تری دارد و می‌تواند شامل این مفهوم شود.