گوشی /ɡuːʃiː/ Noun

English
phone
فارسی
گوشی

Example

  • باید برای مدیرم یک تماس با [تلفن] بگیرم.
  • I have to make a phone call.
  • استفاده از 'تلفن' برای اشاره به عمل تماس گرفتن.