پیشرفته /piːʃræfte/ Adjective
- English
- advanced
- فارسی
- پیشرفته
Example
- دانشمندان در حال کار بر روی فناوری بسیار **پیشرفته** برای جایگزینی سوختهای فسیلی هستند.
- Scientists are working on highly advanced technology to replace fossil fuels.
- این کلمه بار فنی و آیندهنگر دارد.