نمایش /bɒːziː kærˈdæn/ Noun

English
play
فارسی
نمایش

Example

  • برای دیدن یک نمایش تازه به تئاتر محلی رفتیم.
  • We went to see a new play at the local theatre.
  • نمایش (نمایش) بار معنایی هنری دارد.