پشتیبان /poʃtiːˈbɒːn/ Noun

English
backup
فارسی
پشتیبان

Example

  • نیروهای ارتش به پلیس [پشتیبان] دادند. — واژهٔ «پشتیبان» در اینجا بار حمایتی دارد.
  • The police had backup from the army.
  • استفاده از «پشتیبان» برای نیروی کمکی، بسیار رایج است.