حامی /hɒːmiː/ Noun

English
supporter
فارسی
حامی

Example

  • او یک پشتیبانِ مادام‌العمرِ حزب کارگر است.
  • She is a lifelong supporter of the Labour Party.
  • استفاده از 'پشتیبان' برای احزاب سیاسی بسیار رایج است.