حمایت /hemɒːjæt/ NounEnglishbackingفارسیحمایتExampleپلیس، طرحها را با **پشتیبانی** کامل خود همراه ساخت. (حمایت)The police gave the proposals their full backing.استفاده از «همراه ساختن» حس همراهی فعال را میرساند.