جلوگیری کردن /dʒelovɡiːriː kær dæn/ Verb

English
prevent
فارسی
جلوگیری کردن

Example

  • ورزش منظم به ما کمک می‌کند تا از بیماری قلبی جلوگیری کنیم.
  • Regular exercise helps prevent heart disease.
  • جلوگیری کردن رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.