رفتار کردن /ræftɒːr kær dæn/ Verb

English
behave
فارسی
رفتار کردن

Example

  • پزشک در جلسهٔ مشاوره بسیار غیرحرفه‌ای [رفتار کرد]؛ این شایسته نبود.
  • The doctor behaved very unprofessionally during the consultation.
  • در فارسی، برای انتقاد از رفتار، فعل اصلی را به کار می‌بریم.