استراتژی /estrɑːteʒiː/ Noun

English
strategy
فارسی
استراتژی

Example

  • راهبرد اقتصادی دولت در حال نشان دادن نتایج است. (تدبیر / طرح / نقشه)
  • The government’s economic strategy is showing results.
  • استفاده از «راهبرد» در اخبار اقتصادی بسیار رایج است.