رحم /ræhm/ NounEnglishmercyفارسیرحمExampleپادشاه بر شورشیان [رحم کردن] (نشان دادن شفقت / دلسوزی / بخشش) — و آنان را بخشید.The king showed mercy to the rebels.«رحم کردن» رایجترین ساختار برای ابراز این مفهوم است.