گذر /gozær/ Noun

English
passage
فارسی
گذر

Example

  • یک راهروی تاریک و تنگ به تالار اصلی منتهی می‌شد. (ممرّ / مسیر / گذرگاه)
  • A dark narrow passage led to the main hall.
  • استفاده از 'راهرو' برای فضاهای داخلی رایج‌تر است.