محو شدن /mæh-vo ʃo-dæn/ Verb

English
fade
فارسی
محو شدن

Example

  • رنگِ پرده‌ها زیر نور خورشید، [رنگ باختن] بود.
  • The curtains had faded in the sun.
  • استفاده از 'رنگ باختن' برای اشاره به از دست دادن رنگدانه طبیعی است.