رنجاندن /ræñdɒːndæn/ Verb

English
offend
فارسی
رنجاندن

Example

  • اگر به مراسم عروسی‌شان نروی، دلخور خواهند شد (رنجاندن / آزردن / دلخور کردن) — از: They'll be offended if you don't go to their wedding.
  • They'll be offended if you don't go to their wedding.
  • استفاده از «دلخور شدن» حالت انفعالی و طبیعی‌تری دارد.