رتبهبندی /rotbe-bændi/ Noun
- English
- ranking
- فارسی
- رتبهبندی
Example
- او جایگاهِ خود را در این فصل از شصت و هفتم به سیام بهبود بخشید.
- He has improved his ranking this season from 67th to 30th.
- استفاده از 'جایگاهِ' به جای 'رتبهبندی' در محاوره کمی صمیمیتر است.