رکود /ruːkuːd/ Noun

English
recession
فارسی
رکود

Example

  • ارزیابیِ تأثیرِ رکودِ کنونی بر تولید چگونه است؟
  • How do you assess the impact of the current recession on manufacturing?
  • استفاده از «ارزیابی کردن» به جای «سنجیدن» لحن را کمی رسمی‌تر می‌کند.