گمان کردن /ɡomɒːn kærˈdæn/ Verb

English
reckon
فارسی
گمان کردن

Example

  • من پنداشته‌ام که باید جلسه را بدون او شروع کنیم. [پنداشتن / تصور کردن / گمان بردن] — از: I reckon we should start the meeting without him.
  • I reckon we should start the meeting without him.
  • استفاده از پنداشتن در اینجا لحنی فرهیخته و قاطع دارد.