پناهگاه /pænɒːhɡɒːh/ Noun

English
refuge
فارسی
پناهگاه

Example

  • کوهنوردان در طوفان، به یک غار [پناهگاه] جستند. — این واژه حس فوریت و نجات را منتقل می‌کند.
  • The hikers took refuge in a cave during the storm.
  • استفاده از «جستن» به جای «گرفتن» در اینجا فاخرتر است.