رزرو /rezerv/ NounEnglishreservationفارسیرزروExampleبا رستوران تماس میگیرم و یک «رزرو» [وقتگیری / تعهّد] میکنم.I'll call the restaurant and make a reservation.رایجترین و مدرنترین معادل برای خدمات مدرن.