رمان /roʊˈmæn/ Noun

English
novel
فارسی
رمان

Example

  • او در حال نوشتنِ نخستینِ **رمانش** است.
  • She is currently writing her first novel.
  • استفاده از اضافه ملکی «ـَش» برای صمیمیت.